امروز از هوش فقط IQ و توانایی حل مسئله حرف نمیزنیم.
«هوش وجودی» یعنی تواناییِ معنا دادن به زندگی، شناخت خود، دیدن عمیقتر موقعیتها، پرسیدن پرسشهای بنیادین و انتخاب کردن بر اساس ارزشها.
دانا زوهر و ایان مارشال برای هوش معنوی که ما با اسم هوش وجودی بیان میکنیم تا با اصطلاح مذهب اشتباه گرفته نشود، ۱۲ ویژگی مطرح کردهاند؛
حالا ببینیم در سیره پیامبر چه میبینیم:
۱. خودآگاهیمیدانست برای چه ایستاده و چه ارزشهایی برایش مهم است؛ حتی وقتی جامعه با او همراه نبود.
۲. حضور در لحظهبه موقعیت واقعی توجه میکرد؛ حتی گریه یک کودک را میدید و رفتارش را با شرایط او تنظیم میکرد.
۳. ارزشمحوریاخلاق برای او فقط حرف نبود؛ قرآن از «خُلق عظیم» او سخن میگوید.
۴. نگاه کلنگرفقط به رفتار یک فرد نگاه نمیکرد؛ اثر رفتار بر خانواده، جامعه و روابط انسانی را نیز میدید.
۵. شفقتکودکان را در آغوش میگرفت، میبوسید و رنج و نیاز انسانها را میدید.
۶. پذیرش تفاوتهابا انسانهایی متفاوت از خود، با شخصیتها و شرایط گوناگون، ارتباط برقرار میکرد.
۷. استقلال از فشار جمعدر برابر باورهای رایج جامعه ایستاد، وقتی آنها را نادرست میدانست؛ حتی اگر اکثریت با او همراه نبودند.
۸. فروتنیبا وجود جایگاهش، با مردم مینشست، به آنان گوش میداد و خود را از آنها جدا نمیکرد.
۹. پرسیدن و تغییر زاویه نگاهجوانی از او اجازه زنا خواست. پیامبر به جای تحقیر، پرسید: «آیا این را برای مادرت میپسندی؟ برای دخترت؟ برای خواهرت؟»او را وادار کرد خودش از زاویهای تازه فکر کند.
۱۰. بازتعریف موقعیتدر صلح حدیبیه، جایی که بسیاری آن را عقبنشینی میدیدند، او افق و امکان بزرگتری را میدید.
۱۱. استفاده از دشواری برای رشدرنج و آزار، او را به انسانی تلخ و انتقامجو تبدیل نکرد؛ در جایی که امکان انتقام داشت، گذشت را انتخاب کرد.
۱۲. احساس رسالتزندگیاش فقط برای خودش نبود؛ خود را مسئول دعوت انسانها به خیر، آگاهی و اخلاق میدانست.
و اینجا به یک نکته مهم میرسیم:
هوش واقعی فقط این نیست که چقدر میدانیم؛بلکه این است که با دانستههایمان چگونه زندگی میکنیم.
به همین دلیل است که پیامبر را با مکارم اخلاق به یاد میآوریم؛
چون اخلاق برای او فقط یک «دانسته» نبود؛شیوه زیستن بود.
میلاد پیامبر مکارم اخلاق مبارک
به امید تربیت نسلی که فقط باهوشتر نباشد؛بلکه خودآگاهتر، عمیقتر، اخلاقیتر و انسانیتر زندگی کند.